تبليغاتX
...................

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

...................

 


جددددددددددديد

سلام اميد وارم خوب بوده باشين.

يه وب تازه زدم در حد تيم ملی لطفا سر بزنيد.

WWW.MAN-V-TO.MIHANBLOG.COM



نویسنده : a تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 موضوع :      

خير مقدم و کتاب به توکل نام اعظمت

 

سلام به همه دوستان گلم.

اميد وارم خوب و خوش باشيد

 

منتظر پياماتون هستم.

 




نویسنده : a تاریخ : سه شنبه یکم شهریور 1390 موضوع :      

دكتر شريعتي

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.




نویسنده : a تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 موضوع :      

داستان كوتاه.جالب و پندآموز

زمين خوردن بار سوم

مردی صبح
زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی
خانه خدا شد. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش
را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد
و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد. در راه
مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: ((
من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا
بتوانم راهتان را روشن کنم 
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که
به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و
با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند
مرد
اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول
سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد:
((
من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان
در ادامه توضیح می دهد:

((
من
شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به
راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین
خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه
مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم
که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان
را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم



نویسنده : a تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390 موضوع :      

حکایت های جالب

روزهاي سخت:

 

بانو کاساندان نزد فرزند خویش کمبوجیه آمد و گفت : پدرت
مدتهاست تا دیر وقت درگیر
رایزنی با رایزنان دربار است و من از این همه کار او نگرانم
. تندرستی پادشاه فراتر از هر چیز دیگریست.


کمبوجیه نزد پدر خویش ، فرمانروای ایران کوروش آمد و دید سخت
در اندیشه است و رایزنان از آنچه رخ می دهد می گفتند.


پس از پایان کار فرزند رو به پدر کرد و گفت مادر از این همه
کار شما نگران است.


پدر گفت : روزهای سخت امروز ، فر بسیاری برای بهروزی میهنمان
در پی دارد و این ارزشی بیش از تن درستی دارد.


تلاش ها و از خودگذشتگی کورش بزرگ باعث شد امروز اینگونه
شیفته او باشیم.


همانگونه که ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید :
روزهای سخت بهایی ست که باید برای سرافرازی پرداخت.

 

 

 

فروتني فرياپت:

 

اردوان (سومين پادشاه اشكاني و فرزند تيرداد يكم) پادشاه
ايران از بستر بيماري
برخواسته بود با تني چند از نزديكان ، كاخ فرمانروايي را ترك گفت و در ميان مردم قدمي مي زد
. به درمانگاه شهر كه رسيدند اردوان گفت به ديدار پزشك خويش برويم و از او بخاطر آن همه زحمتي كه كشيده قدرداني
كنيم . چون وارد
درمانگاه شد كودكي را ديد كه پايش زخمي شده و پزشك پايش را معالجه مي نمايد.


مادر كودك كه هنوز پادشاه را نشناخته بود با ناله به پزشك مي
گفت خدا پاي فرزند پادشاه
را اينچنين نمايد تا ديگر اين بلا را بر سر مردم نياورد.


پادشاه رو به زن كرده و گفت مگر فرزند پادشاه اين بلا را بر
سر كودكت آورده و مادر
گفت آري كودكم در ميانه كوچه بود كه فرزند پادشاه فرياپت با اسب خويش چنين بلايي را بر سر كودكم آورد.


پادشاه گفت مگر فرزند پادشاه را مي شناسي ؟ و زن گفت خير ، همسايگان او را به من معرفي كردند.


پادشاه دستور داد فرياپت را بياورند پزشك به زن اشاره نمود كه
اين كسي كه اينجاست همان پادشاه ايران است.


زن فكر مي كرد به خاطر حرفي كه زده او را به جرم گستاخي با
تيغ شمشير به دو نيم مي
كنند . پسر پادشاه ايران را آوردند و پدر به او گفت چرا اينگونه كردي و فرزند گفت متوجه
نشدم .و كودك را اصلا نديدم.


پدر گفت از اين زن و كودكش عذرخواهي كن...


فرزند پادشاه رو به مادر كودك نموده عذر خواست پادشاه ايران
كيسه ايي زر به مادر داده
و گفت فرزندم را ببخش چون در مرام پادشاهان ايران ، زورگويي و اذيت خلق خويش نيست.


زن با ديدن اين همه فروتني پادشاه و فرياپت به گريه افتاد و
مي گفت مرا به خاطر گستاخي ببخشيد.


و پادشاه ايران اردوان در حالي كه از درمانگاه بيرون مي آمد
مي گفت : فرزند من بايد نمونه نيك رفتاري باشد...
{انديشمند
يگانه كشورمان ارد بزرگ مي گويد : پوزش خواستن از پس اشتباه ، زيباست حتي اگر از
يك كودك باشد}.

 

مهرداد اشكاني:

 

سواره نظام مهرداد نخست ، خسته از
جنگهای طولانی وارد شهر هیرکانی (گرگان) شد.


آنها در شرق نیروهای متجاوز بدوی و
در غرب دمتریوس را شکست سختی داده بودند.


مهرداد پادشاه اشکانی با لباسی ساده
در شهر می چرخید و به گفتگوهای مردم گوش می داد نیم روزی که
گذشت به گوشه دیواری تکیه داد تا خستگی از تن بدر کند از
پنجره کوچک بالای سرش سخنان دخترانی را می شنید حرف
های آنها با صدای فرش بافیشان به هم آمیخته بود.


یکی از آنها می گفت مهرداد اگر سخت
است فرزندی دارد دلنرم
. مهرداد با شمشیر پیمان بسته پس فرزند نرم خوی
او با خرد و هوش دوستی کند.


دختر دیگر گفت : آنکه پایه دستگاه
دودمان را می ریزد نمی تواند نرم خو باشد او باید همانند پی
ساختمان سخت و آهنین باشد پس جبر بر سختی اوست.


و دختر کوچکتری که صدایش بسیار ضعیف
می نمود ادامه داد : آنکه بر این زمین سخت ساختمان می
سازد و خود نمایی می کند از جنس زیبایی است و زمین سخت را به
آسمان می برد.


مهرداد تکانی خورد با خود گفت چطور چنین
دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی می کنند و او خود نمی داند.


آن شب تا به پگاه خورشید مهرداد
اشکانی ، نخستن پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به حرفهای آنها اندیشید.


در وجود خود سختی و قدرت پی ساختمان
دودمان را می دید و در وجود فرهاد دوم (فرزندش) دانایی و هوش بنای ساختمان را.


آن سه دختر به ریشه ها پرداخته بودند
و مهرداد از این بابت در شگفت بود . به گفته ارد بزرگ اندیشمند برجسته
ایرانی : پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش
است.


فردای آن روز پادشاه ایران با تنی
چند از
نزدیکان به خانه ایی که روز پیش ندا از آن
شنیده بود رفت و با شگفتی دید آن خانه متروکه است از
همسایگان پرسیدند و آنها گفتند سال ها پیش در این خانه
مرد و زنی بودند با سه دختر که فرش می بافتند هر سه دانا و از
شاگردان ورتا ( حکیم و دانشمند زن ابتدای دودمان اشکانیان ) . بدست مزدوران آندراگوراس
یونانی به خاطر آنکه مدام از بازگشت ایران و نجات از دست
خارجیان یونانی سخن می گفتند هر پنج نفر آنها را زنده زنده در کف همان
خانه در گودالی کشتند.


مهرداد با شنیدن این سخنان ، بر
آبادی آن خانه همت گمارد و آن خانه را مدرسه نمود در حالی که
موبدان زرتشی اصرار بر آن داشتند که آن خانه آتشکده
گردد و مهرداد نپذیرفت و گفت جای آتشکده در کوهستان است نه
میان مردم.


از آن زمان بزرگترین دانشمندان
را برای تربیت و افزودن دانش فرهاد دوم بکار گرفت. برای همین فرهاد
دوم در بسیاری از نبردها قبل از جنگ پیروز شده بود چون با دانش پشت سر
دشمن خویش را خالی و سپس با تکانی آن را فرو می ریخت.


فرهاد دوم برای ایجاد جنگ خانگی در
سوریه ( قسمت باقی مانده سلوکیان متجاوز )دمتریوس را که
توسط پدرش مهرداد اسیر شده و در زندان بود را رها کرد تا
میان دو برادر نبردی درگیرد. گفتنی است که ظلم و ستم سلوکیان بر
مردمان تحت انقیادشان موجب شد که مردم تحت ستم سلوکیان به فرهاد گرویدند.
آنتیخوس برای گرفتن انتقام شکستها و اسارت خود با سپاهی گران به ایران
آمد، ولی فرهاد به او فرصت نداد ناگهان بر او تاخت و در هنگام جنگ
پادشاه سلوکی کشته شد. از این پس سلوکیان یونان دیگر به خود اجازه تجاوز به
حریم ایران را ندادند. انحطاط کامل دولت سلوکی از همین زمان آغاز
گردید.

 

 



نویسنده : a تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390 موضوع :      

فرگون زیبا

فرگون زیباترین زن زمانه خویش بود و همسر ملک شاه . در مجلسی
زنانه ، زنی از خاندان
نزدیک همسرش گفت فرگون خانم ! شنیده ایم هیچ خدمتکار ایرانی به
کاخ خویش راه نمی دهی ؟


بانوی اول ایران پاسخ داد : ایرانی خدمتکار نمی شناسم!


آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمی کنید؟!


فرگون زیبا گفت : من نیازی به کمک دیگران ندارم هم نژادانم را
هم برتر از
آن می دانم
که آنها را به خدمت بگیرم . زنان رومی و چینی و یونانی را هم
که می بینید پیشکش سرزمین های دیگرند به پادشاه ایران و من
تنها مواظب
آنانم تا
آسیب بیشتری به آنها نرس
د.


زن دیگری می پرسد : مگر پیشتر چه آسیبی دیده اند؟


فرگون زیبا می گوید دوری ! دوری از شهر و دیار شان ! این
بزرگترین آسیب اس
ت.


آن زن دست به گیسوی فرگون می کشد و می گوید حالا می فهمم برای
چه همه تو را دوست دارن
د. {به گفته دانای ایرانی ((
ارد بزرگ )) : نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند
.}



نویسنده : a تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390 موضوع :      

بردياي دروغین از زبان داریوش


بنا به روایتی که در کتیبه
بیستون آمده‌است، کمبوجیه پیش از رفتن به مصر برادر خود، بردیا،
را کشته بودلیکن مردم
از این موضوع خبر نداشتند. از این رو گئومات توانست خود را

در نزد
عامه، بردیا جا زند و بعد از
نشستن بر تخت (در پارس) به
کشتن نزدیکان که از
این راز اطلاع داشتند
پرداخت. کمبوجیه پیش از آنکه
بتواند این بردیای دروغین
را به
زیر کشد، درگذشت. سرانجام داریوش
بزرگ به کمک دیگر نجبای پارسی در طی
کودتایی گئومات را کشت و خود بر تخت نشست. این واقعه را داریوش بزرگ
در کتیبه بیستون خود
بیان کرده کتیبهٔ مزبور به سه زبان
نوشته‌شده، زبان پارسی قدیم، عیلامی و زبان

بابلی و
خیلی مفصل است
. عین بیان او که به زبان‌های اروپائی ترجمه شده، به فارسی کنونی ترجمه و در ذیل درج گردیده‌است. داریوش شاه می‌گوید:...




ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390 موضوع :      

عالی ترین دانستنی

دانستنی های فوق العاده

 

جدیدترین ها



ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : یکشنبه دوم مرداد 1390 موضوع :      

آیا سال 2012 آخرالزمان است؟

دوستان یک سری مطالبی در اینترنت منتشر شده است مبنی بر اینکه 3 سال دیگه دنیا به پایان میرسه (حتما شنیدید)...... مطلبش هم پایین گذاشتم میتونید بخونید ....

سوال اینجاست .....
از لحاظ دینی و با توجه به گفته های دین ما چنین چیزی امکان پذیر است .... خوب پس تکلیف ظهور امام زمان (ع) چی میشه ..... تکلیف حکومت ایشان چی میشه ....
از نظر دین چنین چیزی امکان پذیر است ؟
کارشناسان عزیز لطفا راهنمایی کنند .
آیا میتوان به چنین مطالبی که از نظر علمی اثبات شده اند
(اینطور که به نظر میرسه...)اعتماد کرد ؟




ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

غارها و رودخانه‌ای عجیب در زیر دریا
غارها و رودخانه‌ای عجیب در زیر دریا


ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

گران ‌ترین ساخته دست بشر (+عکس)
گران ‌ترین ساخته دست بشر (+عکس)
گران ‌ترین ساخته دست بشر (+عکس)
ایستگاه فضایی بین‌المللی با هزینه تقریبی 160 میلیارد دلار، گران‌ترین وسیله ساخت بشر تاکنون است. این ایستگاه که در ارتفاع تقریبا 400 کیلومتری زمین گردش می‌کند، وسعتی به اندازه زمین بازی فوتبال دارد.


ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

حقایق جالب در مورد سیاره مریخ
حقایق جالب در مورد سیاره مریخ
حقایق جالب در مورد سیاره مریخ
توجهات اخیر در مورد آزمایش و اکتشافات در مورد سیاره مریخ توسط دانشمندان ناسا، واقعیت های خیره کننده ای را در مورد این سیاره آشکار کرده و به نظر می رسد که همگان توجه خاصی به این سیاره نشان می دهند. در زیر واقعیت های جالبی در مورد مریخ، ماه های اطراف آن، سیاره قرمز و رابطه اینها با خانه ما زمین آورده شده است.



ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

هشت رویدادی که جهان را در سال 2010 تکان دادند!
هشت رویدادی که جهان را در سال 2010 تکان دادند!
هشت رویدادی که جهان را در سال 2010 تکان دادند!


ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

تصاویری از 101 جایی که باید قبل از مرگ دید

برخی از جاهای دیدنی ...


Cherry Blossom Viewing, Japan


The Pyramids of Giza, Egypt


St. Andrew's Cathedral, Singapore


Palacio de Cristal, Retiro Park, Madrid


The Great Ocean Road, Australia


Siena, Italy


The Vatican, Rome


St Basil's Cathedral, Moscow, Russia

 



نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      

انسان 300 سال دیگر منقرض می‌شود
انسان 300 سال دیگر منقرض می‌شود
انسان 300 سال دیگر منقرض می‌شود
مطالعات جدید دانشمندان نشان می دهد انسانها و تمامی گونه های زیستی زمین دوران انقراض عمومی را آغاز کرده اند که تا 300 سال دیگر می تواند به نقطه اوج خود برسد.

 انقراض عمومی شامل پدیده هایی است که بیش از 75 درصد از گونه های زیستی ساکن بر روی زمین را در طی دوره کوتاه مدت زمین شناسی، از چند صد هزار سال تا چند میلیون سال، ناپدید کرده و به نابودی می کشاند.

 این پدیده طی 450 میلیون سالی که از حیات چند سلولی بر روی زمین می گذرد، تنها پنج بار رخ داده است و آخرین آن به 65 میلیون سال پیش باز می گردد، زمانی که دایناسورها از روی زمین ناپدید شدند.

بر اساس روند کنونی انقراض که بر اساس این مطالعه جدید کشف شده، زمین طی 300 تا 2000 سال آینده وارد ششمین انقراض عمومی خود خواهد شد. به گفته "الیزبت فره" از دانشگاه کالیفرنیا برکلی این خبر تلخ و شیرین است زیرا ما را آگاه می کند که در حال مواجه شدن با چنین فاجعه ای هستیم اما هنوز فرصت کافی برای جلوگیری کردن از آن را نیز داریم.

با این همه دیگر محققان چندان به این که انسان قدمی در مسیر متوقف کردن این فاجعه در حال وقوع برخواهد داشت خوش بین نیستند و معتقند سیاستهای حاکم با موفقیت در مسیر خلاف جهت نجات گونه های زیستی و سیاره زمین در حال اجرا هستند.



ادامه مطلب...
نویسنده : a تاریخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 موضوع :      


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به ................... مي باشد.